حاج ملا هادي السبزواري

74

شرح مثنوى

( ( 716 ) ) تيغ در زرادخانهء اولياست * ديدن ايشان شما را كيمياست ن 35 16 - ك 17 6 زرّادخانه : اسلحه خانه زرّاد زره ساز است . داود ( ع ) را زره ساز گفتند از اينجاست . ( ( 717 ) ) جمله دانايان همين گفته همين * هست دانا رحمة للعالمين ن 35 17 - ك 17 6 گفته همين : يعنى همه اتفاق دارند كه تيغ در نزد اولياست ، و دانا رحمة للعالمين باشد و خلاف نگويد . ( ( 718 ) ) گر انارى مىخرى خندان بخر * تا دهد خنده ز دانهء او خبر ن 35 18 - ك 17 7 تا دهد خنده : يعنى بيانات وافيهء او وارنگى ضمير منير اوست . ( ( 728 ) ) بود ذكر حيلها و شكل او * بود ذكر غزو و صوم و اكل او ن 36 7 - ك 17 14 غزو : جنگ ، كه غازى فى سبيل الله بود . ( ( 731 ) ) اندرين فتنه كه گفتيم آن گروه * ايمن از فتنه بدند و از شكوه ن 36 10 - ك 17 16 شكوه : به ضم شين ، حشمت . و اگر از شكوه باشد به كسر شين است به معنى خوف و بيم . ( ( 733 ) ) ايمن از شر اميران و وزير * در پناه نام احمد مستجير ن 36 11 - ك 17 16 مستجير : پناه برنده . ( ( 734 ) ) و آن گروه ديگر از نصرانيان * نام احمد داشتندى مستهان ن 36 13 - ك 17 17 مستهان : ذليل و خوار . ( ( 736 ) ) هم مخبط دينشان و حكمشان * از پى طومارهاى كژ بيان ن 36 15 - ك 17 19 مخبّط : خبط ، خطاست . ( ( 741 ) ) گر خبر خواهى از اين ديگر خروج * سوره بر خوان و السما ذات البروج ن 36 22 - ك 17 22 سوره بر خوان و السما ذات البروج : مناسبت اين سوره به سبب اصحاب اخدود است ، چه اخدود كوچه‌هاى آتش است و اين پادشاه و قومش چون زمينها را شكافته ، آتش مىافروختند در همه جا و خلق را به آتش پرستى دعوت مىكردند ، اين اسم مناسب ايشان آمد و در آخرت اصحاب اخدود باشند . ( ( 747 ) ) نيكوان را هست ميراث از خوش آب * آن چه ميراث است اورثنا الكتاب ن 37 6 - ك 18 4